Uncategorized fa

سرانجام خریدن صندلی رشته دندان‌پزشکی

By می 6, 2022 No Comments

ماجرای پشت پرده دستگیری پسر بیست ساله که به دنبال دندان‌پزشک شدن بود

زنی که به دنبال دستگیری پسر ۲۰ ساله‌اش به کلانتری نجفی مشهد آمده بود ماجرای خرید صندلی در رشته دندان‌پزشکی در یکی از دانشگاه‌های معتبر را این‌گونه بازگو کرد:

این زن میان سال با بیان این که پسرم از حقیقت ماجرا خبر نداشت و من هم طعمه کلاهبرداران شده ام به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: روزهای آغازین مهر ماه بود که هنگام جست وجو در فضای مجازی خبری را در یکی از سایت ها دیدم که برقی از خوشحالی در چشمانم درخشید و هاله ای از امید سراسر وجودم را فرا گرفت. در آن خبر به فروش قانونی صندلی در رشته‌های متفاوت یکی از دانشگاه‌های معتبر اشاره شده بود، بی‌درنگ با شماره تلفن ارائه شده در زیر آن مطلب تماس گرفتم تا برای دومین فرزندم یک صندلی برای رشته دندان‌پزشکی بخرم چراکه پسرم در یکی از رشته‌های زیر مجموعه علوم‌تجربی در دانشگاه مشغول تحصیل بود،

فردی که از آن سوی خط سخن می‌گفت خود را نماینده رسمی و قانونی آزمون‌های سراسری کشور معرفی کرد که سال‌هاست در زمینه فروش صندلی دانشگاهی در رشته‌های مهم و پرطرفدار فعالیت دارد با صحبت‌های آن فرد یقین پیدا کردم که پسرم به راحتی می تواند تغییر رشته بدهد و دندان پزشک شود.

همسرم حدود ۲۰ سال قبل در رشته پزشکی دانشگاه مشهد دانش آموخته شد و بعد از آن که تخصص خود را نیز در یکی از رشته‌های پزشکی گرفت حدود سه سال در مشهد زندگی کردیم و من هم که تحصیلاتم در یکی از رشته‌های زیر مجموعه پزشکی به پایان رسیده بود وارد یکی از ادارات دولتی شدم و به عنوان کارمند به فعالیت پرداختم. فرزند بزرگم در یکی از رشته های مهندسی تحصیل کرد اما دوست داشتم دومین پسرم دندان پزشک شود. این بود که بدون مشورت با او وارد این ماجرای تاسف بار شدم.

خلاصه فردی که با او تماس گرفته بودم پس از آن که به طور کامل اعتماد و اطمینان مرا جلب کرد و متوجه شد برای سعادت و خوشبختی فرزندم از هیچ تلاشی دریغ ندارم ابتدا از من خواست مبلغی را برای ثبت‌نام اولیه واریز کنم.

از آن روز به بعد به بهانه‌های مختلف و با شماره حساب های متفاوت تقاضا می کرد که هر بار مبلغ هنگفتی را به حساب آن ها واریز کنم من هم که آینده و سعادت فرزندم را به روشنی مقابل چشمانم می دیدم بلافاصله به خواسته های آن ها عمل می کردم چرا که آرزوهای زیادی را برای آرمان داشتم این واریزی ها تا حدود یک هفته قبل به ۷۰۰ میلیون تومان رسید وقتی دیدم به همین راحتی و تنها با پرداخت پول آینده فرزندم تضمین می شود دچار وسوسه شدم و پس از گفت و گو با فردی که خود را نماینده قانونی آزمون های سراسری معرفی می کرد قرار بر این شد که آن ها دو صندلی برای هر دو فرزندم در دانشگاه رزرو کنند با وجود این چیزی به فرزندانم نگفتم تا اگر به احتمال خیلی ضعیف اتفاقی افتاد یا به هر دلیلی امکان تحصیل آن ها فراهم نشد سرخورده و ناامید نشوند.

در حالی که این ماجرا را همچون یک راز از فرزندانم پنهان کردم ناگهان چند روز قبل ایمیلی برای آرمان رسید که به آن دانشگاه در مشهد مراجعه کند. وقتی تعجب و حیرت پسرم را دیدم دیگر طاقت نیاوردم و ماجرای خرید یک صندلی در رشته دندان پزشکی را برایش بازگو کردم در همین حال هر چه با شماره تلفن آن افراد تماس می گرفتم تا درباره ادامه مراحل ثبت نام در دانشگاه سوال کنم دیگر پاسخم را ندادند و شماره مرا بلاک کردند.

حالا دیگر آرام آرام نگران شده بودم تا این که پسرم به مشهد آمد و او را در این جا دستگیر کردند. تازه فهمیدم که این بازی قمار گونه را باخته ام و فرزندم را به مخمصه ای انداخته ام که به این راحتی نمی تواند از آن خارج شود زمانی که خودم را از نزدیکی های تهران به مشهد رساندم متوجه شدم که گردانندگان آن سایت کلاهبردار حرفه ای بودند و حالا پسرم به اتهام جعل اسناد دولتی و با دستور مقام قضایی توسط نیروهای کلانتری نجفی مشهد بازداشت شده است.

حالا تازه دریافته ام که طعمه یک باند بزرگ کلاهبرداری در کشور شده ام که با این شگرد از مردم کلاهبرداری می کنند. اگر چه من برای پیگیری این پرونده همه تلاشم را می کنم اما حالا که در این دام افتاده ام به هموطنانم توصیه می کنم مراقب این گونه کلاهبرداری ها در فضای مجازی باشند و قبل از هر اقدامی ابتدا با دانشگاه مربوط تماس بگیرند چرا که این ترفندهای تحصیلی به یقین چیزی جز کلاهبرداری نیست.

گزارش خراسان حاکی است، با صدور دستوری ویژه از سوی سرهنگ مهدی کسروی (رئیس کلانتری نجفی) تحقیقات گسترده نیروهای تجسس و اطلاعات کلانتری در این باره آغاز شد.

ماجرای پشت پرده دستگیری پسر بیست ساله که به دنبال دندان‌پزشک شدن بود زنی که به دنبال دستگیری پسر ۲۰ ساله‌اش به کلانتری نجفی مشهد آمده بود ماجرای خرید صندلی در رشته دندان‌پزشکی در یکی از دانشگاه‌های معتبر را این‌گونه بازگو کرد: این زن میان سال با بیان این که پسرم از حقیقت ماجرا خبر …